پيش از سال 1339 درباره‌ٴ سازمان آن چيزي نمي‌دانيم‌.1 مدرسه‌ٴ حقوق ارلئان قديم‌تر بود، ولي‌ در سده‌ٴ سيزدهم زندگي تازه‌اي را آغاز كرد و پيش از سال 1320 چندان اعتباري كسب نكرده‌ بود.2 بايد توجه داشت كه در هر دو مدرسه حقوق شرع و حقوق مدني هر دو تدريس مي‌شد؛ هرچند برجسته‌ترين نمايندگان اين دو حقوق در فرانسه‌، در هيچ كدام از اين دو مدرسه تدريس‌ نمي‌كردند. برجسته‌ترين حقوق‌دان مدني ژان فور، موٴلف دو كتاب راه‌نماي معروف بود به‌نام‌هاي منتخبات و مفاوضات‌، كه هم در كشور خودش و هم در بولونيا مورد تحسين قرار گرفته‌ بود، حال آن‌كه رونق حقوق مدني از بولونيا سرچشمه گرفته و سنت‌هاي آن از همه جا نيرومندتر و درخشان‌تر بود (مدرسه‌ٴ حقوق بولونيا در سراسر سده‌هاي ميانه بهترين مدرسه‌ٴ حقوق اروپاي كاتوليك باقي ماند.) گيوم دو مونلوزون كانُن عضو صومعه‌ٴ كلوني بود. او شرح‌هايي بر حقوق شرع نوشت‌، ولي شهرتش بيشتر به‌خاطر كتاب درباب شعاير است‌، كه بحثي‌ است درباب شعايري كه در آنها براي حقوق‌دانان مشكلات كلامي پيدا مي‌شود. او خلاف كار معاصرش گويو تِرِناي كاتالونيايي را انجام داد كه كوشيده بود قانون شرع را براي متكلمان تشريح‌ كند. مونلوزون كلام را براي كانُن‌ها تشريح كرد. اين دو رشته‌، يعني كلام و فقه با هم پيوند نزديك‌ داشتند. بنابر افسانه‌، پي‌يتروي لومبارد (دوازدهم ـ 2) و گراتيان (دوازدهم ـ 1) برادر بودند، ولي‌ هر دو موضوع را چنان شاخ و برگ دادند كه براي فارغ‌التحصيل شدن در اين رشته‌ها پنج يا شش‌ سال وقت لازم بود. با اين‌حال به هر دو نياز بود و آنها در جاهايي درهم تنيده مي‌شدند. اگر رشد دوگانه‌ٴ آنها را به رشد امروزي فيزيك و شيمي تشبيه كنم‌، ممكن است موجب تعجب خواننده‌ گردد. با اين همه‌، اين قياس ناروايي نيست‌، زيرا الاهيات و حقوق دو تا از موضوعات عمده‌ٴ سده‌ٴ چهاردهم بودند. براي هيچ متفكري گريز از هر دو يا يكي از آنها ميسر نبود. هم‌چنان كه‌ فيزيك و شيمي در (جنگ و صلح‌) بر زندگي امروزي مستولي است‌؛ هرچند زمينه‌ٴ هر يك چنان‌ وسيع است كه هيچ‌كس قادر به تسلط بر هر دو نيست‌، ولي در هر قدم به مسايلي برمي‌خورد كه‌ هم به رشته‌ٴ خودش و هم به آن يكي رشته مربوط مي‌شود. فور اهل آنگوموا بود و مونلوزون‌ اهل كرسي‌، هر دو اهل غرب ميانه‌ٴ فرانسه بودند و با هم چندان فاصله‌اي نداشتند كه اختلافشان‌ زياد باشد.
در بخش فرعي پيشين مربوط به ايتاليا ذكري شد از آيين كشورداري گالوانو دو لِوانتو كه براي‌ فيليپ زيبا تأليف كرد و با استعاراتي از بازي شطرنج همراه بود. ژاك دو سِسول راهب دومينيكي‌ فرانسوي (يا لومباردي‌) همان شيوه را در كتاب خود به‌كار برد. ظاهراً ژاك و گالوانو معاصر بودند و در اواخر سده‌ٴ سيزدهم برآمدند. هردو به لاتيني نوشتند، ولي كتاب ژاك‌، كه به‌نظر مي‌رسد


Rashdall 2, 128-33, 1936 .1
Rashdall 2, 149 .2